
آثار آیدین آغداشلو، همچون گفتوگویی میان گذشته و اکنون، مخاطب را به تأمل در لایههای پنهان زیبایی و معنا دعوت میکنند. در میان این آثار، نقاشی های خط خطی شده حضوری پررنگ دارند—عناصری که در ابتدا شاید به چشم آشفتگی یا اعتراضی بصری بیایند، اما با نگاهی عمیقتر، چیزی فراتر از یک واکنش هیجانی را نشان میدهند.
آغداشلو در مراسم اختتامیه نمایشگاهش در گالری بی ، این خط خطیها را نه بهعنوان نشانهی خشونت و خط خطی کردن صورت زنان بلکه به معنی تجلی مظهر کمال و زیبایی اینچنین توصیف می کند:” این خطوط عاملی هستند که در کنار لطافت و ملاحت تصویر نقاشی شده زنان معنا پیدا میکنند. او تاکید می کند اگر این خطخطیها، در بستری ساده تر ظاهر میشدند، چنین تأثیری نداشتند—آنها تضادی را میسازند که زیبایی گذشته را در برابر بیاعتنایی زمانهی خود قرار میدهد.
در نهایت، این خود آیدین آغداشلو است که بهعنوان یک نقاش، این خطخطیها را نه بهعنوان نشانهی خشونت و خط خطی کردن صورت زنان ، بلکه بهمثابهی مقابلهی دو مفهوم تعریف میکند: “خطخطیها تنها در برابر زیبایی معنا مییابند، و در نهایت، نه ویرانگر، بلکه بخشی از حقیقت هنریای هستند که میان کمال گذشته و بیاعتنایی زمانه خود بهچالش کشیده شده است.”
در آثار آغداشلو، نقاشیها از سطح ظاهری خود فراتر میروند و به ساحت فلسفه نزدیک میشوند. هر بیننده میتواند از زاویهی دید خود، معنا و تفسیری تازه از این خطخطیها بیابد: یکی آن را خشونتی علیه لطافت میبیند، دیگری آن را جسارتی در برابر کمال، و کسی دیگر شاید تنها گفتوگویی تصویری میان دورانها. هنر، آنجا که به تأمل و پرسش برمیانگییزاند، بیش از هر چیز موفق شده است.
در حقیقت، آثاری که چنین گسترهای از تفسیر را در اختیار بیننده میگذارند، از ارزش بصری به عمق اندیشه وارد میشوند. شاید همین ویژگی است که خطخطیهای آغداشلو را از یک حرکت سادهی دست به بیانی فلسفی تبدیل میکند—بیانی که میان گذشتهی پراعتبار و بیاعتنا، فضایی برای مکاشفهی شخصی هر بیننده باز میکند.
حورا خاکدامن;کیوریتور و منتقد هنری
لینک مقاله: