۸ مارس، فرصتی است برای پرسیدن یک سوال مهم : چرا بازنویسی تاریخ هنر قرن‌ها تحت سلطه روایت‌های مردانه بوده است؟

در تاریخ هنر، نام‌هایی همچون پیکاسو، ون‌گوگ و دالی با درخشش خود جاودانه شده‌اند، اما چه تعداد از زنان هنرمند را به یاد داریم که مسیر هنر را با جسارت و خلاقیت خود تغییر داده‌اند؟

۸ مارس، روز جهانی زن، فرصتی است برای مرور نام‌هایی که در همهمه مردانه هنر و سایه تاریخ محو شده‌اند؛ زنانی که نه به دلیل کمبود استعداد، بلکه به دلیل ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی از دیده‌ها پنهان ماندند.

در دوران رنسانس، آرتمیزیا جنتیلسکی، علی‌رغم نبوغش در نقاشی کاراواجووار، به‌دلیل جنسیتش همواره در حاشیه قرار گرفت. در قرن نوزدهم، برتا موریسو و مری کسات، دو بانوی امپرسیونیست، در سایه همتایان مردشان باقی ماندند. در دنیای هنر مدرن، نام‌هایی همچون لیوبا پاپوا و ایلین دلا کروا کمتر شنیده شده‌اند، بااینکه تأثیرات آن‌ها بر هنر آوانگارد انکارناپذیر است.

اما داستان این زنان تنها روایت گذشته نیست؛ امروز نیز بسیاری از هنرمندان زن، به‌ویژه در جوامع بسته، با چالش‌هایی برای دیده‌شدن و به رسمیت شناخته‌شدن مواجه‌اند.

تاریخ هنر، پر از نام‌هایی است که به اسطوره تبدیل شده‌اند، اما در پس این نام‌ها، زنانی بوده‌اند که سهم بزرگی در جریان‌های هنری داشته‌اند، با این‌ حال به دلایل اجتماعی و فرهنگی، نامشان در سایه مانده است

لیوبا پاپوا؛ بانوی پیشروی کانستراکتیویسم

لیوبا پاپوا (Lyubov Popova)، هنرمند روس قرن بیستم، یکی از چهره‌های مهم جنبش کانستراکتیویسم و سوپره‌ماتیسم بود. این دو جنبش، که به شکل‌گیری هنر مدرن در اوایل قرن بیستم کمک کردند، رویکردی کاملاً غیرنمایشی و انتزاعی داشتند که بر ترکیب فرم‌های هندسی، رنگ‌های خالص و ساختارهای پویا تأکید می‌کرد.

پاپوا در فضای پرتنش پس از انقلاب روسیه، در جستجوی هنری بود که بتواند جامعه را تغییر دهد. او در کنار هنرمندانی چون کازیمیر مالویچ و ولادیمیر تاتلین، به سمت انتزاع حرکت کرد و یکی از اولین زنانی شد که در این سبک تجربیات جدیدی را رقم زد. آثار او ترکیبی از اشکال داینامیک، رنگ‌های شدید و تأکید بر ساختارهای مدولار بودند. او بر این باور بود که هنر باید از مرزهای سنتی نقاشی فراتر رفته و وارد زندگی روزمره شود، به همین دلیل به طراحی صحنه‌های تئاتر، پارچه و پوسترهای تبلیغاتی نیز پرداخت.

یکی از شاخص‌ترین آثار او، «فضای نیرویی» (Spatial Force Construction)، ترکیبی از سطوح رنگی و خطوط متقاطع است که حس حرکت و انرژی را در فضایی کاملاً انتزاعی ایجاد می‌کند. این اثر نمونه‌ای از نگاه ساختارگرایانه اوست که به تدریج از نقاشی فراتر رفت و به طراحی صنعتی و گرافیک رسید.

متأسفانه، پاپوا در ۳۵ سالگی بر اثر تب مخملک درگذشت، اما میراث او در هنر مدرن روسیه و کانستراکتیویسم همچنان الهام‌بخش است. اگرچه نام‌هایی مانند مالویچ یا تاتلین در کتاب‌های تاریخ هنر برجسته شده‌اند، اما سهم پاپوا در این جنبش، کمتر دیده شده و همچنان نیازمند بازشناسی است.

ایلین دلا کروا؛ زنی در دل نئوکلاسیسیسم

ایلین دلا کروا (Éliane Delaunay) – که گاهی با اوژن دلاکروا اشتباه گرفته می‌شود – یکی از نقاشان فراموش‌شده سبک نئوکلاسیک بود. او در قرن نوزدهم میلادی، زمانی که هنر اروپا میان جنبش‌های رمانتیسم و نئوکلاسیسیسم در نوسان بود، با نگاه آکادمیک و توجه به جزئیات تاریخی، به خلق آثاری با روایت‌های کلاسیک پرداخت.

او برخلاف هنرمندان هم‌عصرش که اغلب به مناظر و پرتره‌های درباری علاقه داشتند، به اسطوره‌های یونانی و تاریخ روم گرایش داشت. در آثارش، ترکیبی از فیگورهای ایده‌آل‌شده، تقارن دقیق و رنگ‌بندی غنی را می‌بینیم که یادآور نقاشی‌های ژاک-لوئی داوید است.

یکی از آثار مهم او، «سوگند در معبد»، روایت‌گر صحنه‌ای از روم باستان است که در آن گروهی از شهروندان، در حضور مجسمه‌ای عظیم، به اصول جمهوری سوگند می‌خورند. این نقاشی، مانند بسیاری از آثار نئوکلاسیک، بر شکوه و عظمت تمدن‌های کهن تأکید دارد و در عین حال، با تکنیک‌های نورپردازی و رنگ‌گذاری ماهرانه، احساسی دراماتیک را القا می‌کند.

با این‌حال، دلا کروا برخلاف همتایان مرد خود، هیچ‌گاه به شهرتی که شایسته‌اش بود نرسید. در زمان خود، او به عنوان یک زن، کمتر به نمایشگاه‌های رسمی راه پیدا کرد و بسیاری از آثارش در مجموعه‌های خصوصی باقی ماندند. امروز، او همچنان چهره‌ای کمتر شناخته‌شده در تاریخ هنر است، درحالی‌که تأثیرش بر نقاشان بعدی نئوکلاسیک، غیرقابل انکار است.

چرا زنان هنرمند در سایه ماندند؟

سوالی که مطرح می‌شود این است که چرا هنرمندانی مانند لیوبا پاپوا و ایلین دلا کروا، با وجود مهارت و نوآوری‌هایشان، کمتر از همتایان مرد خود شناخته شده‌اند؟

یکی از دلایل اصلی، محدودیت‌های اجتماعی و فرهنگی بود. تا اواخر قرن نوزدهم، زنان از تحصیل رسمی در مدارس هنر محروم بودند یا اگر هم اجازه ورود داشتند، امکان مطالعه آناتومی و کار با مدل‌های زنده را نداشتند، که این امر آن‌ها را در یادگیری تکنیک‌های حرفه‌ای محدود می‌کرد.

مالکیت و نمایش آثار نیز چالشی بزرگ بود. بسیاری از گالری‌ها و مجموعه‌داران، تمایلی به خرید یا نمایش آثار زنان نداشتند. در قرن نوزدهم و حتی اوایل قرن بیستم، زنان کمتر در سالن‌های مهم هنری پذیرفته می‌شدند و آثارشان در مقایسه با مردان، ارزش مالی کمتری پیدا می‌کرد.

همچنین، نقدهای هنری و تاریخ‌نگاری هنر، عمدتاً توسط مردان نوشته شده است. بسیاری از تاریخ‌نگاران هنر، به‌طور ناخودآگاه یا آگاهانه، زنان را در حاشیه قرار داده‌اند و کمتر به آن‌ها پرداخته‌اند. همین امر باعث شده که در کتاب‌های آموزشی و دانشگاهی، کمتر نام زنان هنرمند دیده شود.

بازخوانی تاریخ؛ ضرورتی برای هنر معاصر

امروزه، توجه به زنان هنرمند و بازشناسی نقش آن‌ها در جنبش‌های مختلف، به یکی از دغدغه‌های مهم دنیای هنر تبدیل شده است. گالری‌ها و موزه‌های بزرگی همچون تیت مدرن و موزه متروپولیتن، نمایشگاه‌هایی را به بررسی آثار زنان هنرمند اختصاص داده‌اند و بسیاری از پژوهشگران تلاش دارند تا چهره‌های فراموش‌شده را از دل تاریخ بیرون بکشند.

با این‌حال، هنوز راه درازی در پیش است. شناخت هنرمندانی مانند لیوبا پاپوا و ایلین دلا کروا، تنها یک گام کوچک در مسیر بازنویسی تاریخ هنری است که قرن‌ها تحت سلطه روایت‌های مردانه بوده است.

۸ مارس، تنها یادآور یک روز نیست، بلکه فرصتی است برای پرسیدن یک سوال مهم:
چند زن هنرمند دیگر هستند که هنوز نامشان را نشنیده‌ایم؟

برچسب‌ها:*حورا خاکدامن/کیوریتور و ژورنالیست هنری

لینک مقاله:

https://tofigheghtesadi.ir/

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
error: